اینروزا فکرم خیلی مشغوله.. بعضی چیزا برام حل نمیشن.. تو ذهنم مدام دارم با همه چی کلنجار میرم.. به خودم فک میکنم.. به هدفام.. به رابطم.. به زندگیم.. همیشه همه چی از دور خیلی متفاوت تر از چیزیه که واقعا هست.. همیشه تو ذهنم بوده یکیو پیدا میکنم که عاشقشم و همه ی این هدفام میشه هدفای مشترکمون و باهم استرس میکشیم باهم عاماده میشیم و باهم میریم.. همیشه این تصویر تو ذهنم بوده که پای لپتاپ ایمیلمو چک میکنم و یهو میبینم پذیرش گرفتم و جیغ میکشم و همون لحظه کسی که دوس دارم بهم زنگ میزنه و میفهمم که هردومدن عازم یه شهریم..! چقد هیجانات شیرینی به نظر میرسید! حالا دقیقا همه چ
برچسب: سردرگمی در زندگی,سردرگمی,سردرگمی در انتخاب رشته,سردرگمی در ازدواج,سردرگمی,شعر,سردرگمی در انتخاب شغل,سردرگمی (روانشناسی),سردرگمی فرهنگی,سردرگمی در عشق,سردرگمی انسان,
نویسنده: هستی ابراهیمی
تاريخ: يکشنبه
21 شهريور
1395 ساعت: 3:40